خرید بک لینک
آل معلم:او رهبر Assassin ها در شهر ماصیاف است،ولی به مرور زمان می فهمید که او یک تمپلار است.او از الطائیر سوء استفاده کرد تا تمپلارهایی را که سدّ راهش بودند را از بین ببرد.
روبرتو دی سابله:او نیز یکی از رهبران تمپلارها است که در اواخر بازی او را می کشید.(او در اوایل بازی به قلعه ی ماصیاف حمله می کند.)


Assassin`s Creed II:
بازی از آن جایی شروع می شود که دسموند در آبسترگو روی تخت،علائمی می بیند،سپس با لوسی،(یکی از کارکنان آبسترگو)فرار می کنید،زیرا او یک Assassin است و در یکی از قسمت های Assassin`s Creed I او به شما دستش را نشان می دهد که می بینید یک انگشت ندارد و می فهمید که او یک Assassin است.سپس به پیش دوستان لوسی می روید:شان و ربکا.آن ها انیموس دیگری دارند،هدف آن ها این است که قبل از تمپلارها،Apple of Eden را پیدا کنند.
حال شما به قرن 15 می روید،و خاطرات ادزیو آدیتوره دا فیرنزه (Ezio Auditore Da Firenze) را دوره می کنید،او جوانی بیش نیست،او Assassin نیست،ولی پدر او یک Assassin است.پدر ادزیو به یکی از دوستانش که نباید به او اعتماد کند،اعتماد می کند و در تله می افتد و تمپلارها موفّق می شوند که پدر ادزیو و برادرانش را بکشند، و ادزیو تصمیم می گیرد تا انتقام آن ها را بگیرد،و تمپلارها را بکشد.
در ابتدا او دوست پدرش را می کشد،در صومعه ای و سپس به مردم می گوید که انتقام پدرش را خواهد گرفت. سپس مجبور می شود از firenze به روستا و قلعه ی عموی خود mario auditore برود،و پس از آن که به آن جا می رود،plazza یکی از خانواده هایی که تمپلار هستند را به کمک نیروهای عموی خود شکست می دهد. او دوستی دارد که دوست خانوادگی آن ها است،«لئوناردو داوینچی»،او به ادزیو در انجام کارهایش کمک می کند،او به ادزیو در درست کردن وسایل Assassin ها کمک می کند. ادزیو با شخصی که رهبر دزدان شهر است آشنا می شود،او به ادزیو چند ماموریّت می دهد و سپس از ادزیو در تصرّف قلعه ی یکی از تمپلارها کمک می خواهد،ادزیو کمان داران را می کشد و نیروهای رهبر دزدان،کنترل شهر را در دست می گیرند. سپس با رهبر شورشی ها آشنا می شوید و به او کمک می کنید تا با نیروهایش،سربازان یکی از تمپلارهای دیگر را به همراه خود او بکشید. ماریو در این حین به ادزیو در یادگیری مهارت های Assassin ها کمک می کند.
رودریگو بورجیا(Rodrigo Borgia) مهمترین عامل مرگ پدر و برادرانش،کسی که در راس تمپلارها است،ادزیو می خواهد او را پیدا کند.رودریگو بورجیا محل یکی دیگر از Apple of Eden ها را پیدا می کند،هنگامی که سربازانش Apple of Eden را برای او می برند،ادزیو آن ها را تعقیب می کند و رودریگو بورجیا را پیدا می کند.سپس به او حمله می برد و رودریگو هم نگهبانان را با خبر می کند.سپس ماریو و بقیّه ی Assassin ها از راه می رسند و ادزیو از جمع شدن آن ها تعجّب می کند.رودریگو موفّق به فرار می شود و ادزیو همراه Assassin ها به بالای برجی می روند.سپس ادزیو می فهمد که یک اساسین است و همه ی آن هایی که همراه او هستند،Assassin هستند.سپس ادزیو با کمک Apple of Eden که رودریگو موفّق به بدست آوردن آن نشد،محل رودریگو را پیدا می کنند و ادزیو به رُِِم می رود و رودریگو را شکست می دهد،ولی می گذارد که او زنده بماند.سپس دری به طرف معبدی باز می شود و ادزیو به آن جا می رود.
در آن معبد مینروا،شخصی ظاهر می شود و با ادزیو صحبت می کند و به او می گوید:به زودی جهان نابود خواهد شد.
ادزیو به او می گوید:تو کی هستی؟درباره چه صحبت میکنی؟
مینروا می گوید:تو فقط یک وسیله ای تا دسموند مایلز در آینده از حرف های من را بشنود،دسموند،به زودی در تاریخ 12.12.2012 زمین نابود خواهد شد،شما باید راهی برای نجات دادن آن پیدا کنید و از اتّفاقی که خیلی وقت پیش افتاد،جلوگیری کنید.
حال دسموند باید Apple of Eden را پیدا کند،سپس از دوران ادزیو می روید و ناگهان متوجّه می شوید که آبسترگو از محل شما با خبر شده است،با ماموران آبسترگو می جنگید و آن ها را شکست می دهید از آن جا فرار می کنید.

برچسب: نویسنده: سپهر تهرانی تاريخ: پنجشنبه 31 مرداد 1392 ساعت: 15:28

صفحه بندی